حسنعلى خان افشار

229

سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )

54 . پل خرم‌آباد را نيز محمد على ميرزا درست نكرده است مگر به تعمير آن همت گماشته باشد . در جغرافياى لرستان ( 1300 ق . ) بنايش به شاهپور ساسانى نسبت داده شده است و از پنجاه چشمهء آن ياد شده است كه آب تنها از پنج تاى آنها مىگذشته است « 1 » . 55 . سروستان ، خلد برين يا گلستان ارم از زيباترين و مشهورترين گردشگاه‌هاى شهر خرم‌آباد بوده است و مردم نيز درباره سروهاى آن باورهاى اسطوره‌اى جالبى داشته‌اند « 2 » . آنچه از اين گزارش برمىآيد ، به‌ويژه برپايهء تصويرى كه نويسنده از شهر خرم‌آباد به دست مىدهد ، جاى سروستان بايد از محله باغ دختران امروزى و پل تا پاى كوه شمشيرآباد ( كوه مشرقى ) باشد . در جغرافياى لرستان ( 1300 ق . ) نيز به ويرانى سروستان اشاره شده است و آن را در دامنهء سياه‌كوه مىداند كه منوچهر خان نيز به قرينهء آن در پايين گرداب بردينه سروستانى ساخته بود « 3 » . باتوجه به فاصله و توصيفى كه اين گزارشگر به دست مىدهد ، شايد بتوان جاى آن را زير سراب و دامنهء تپه‌اى دانست كه در محلهء مطهرى ( شاه بختى ) قرار دارد . احتمالا ، از آنجا كه گزارش جغرافياى لرستان مفصل‌تر است ، از درستى بيشترى برخوردار مىباشد . همچنين موقعيت سراب ياد شده به گونه‌اى است كه با كوه مشرقى و كوه شمالى ( سياه‌كوه ) تقريبا فاصله يكسانى دارد و از اين‌رو حسنعلى خان آن را با كوه مشرقى سنجيده است . 56 . اين وجه تسميهء شهر دزفول در بسيارى از منابع آمده است و برپايهء تحليل واژگانى آن درست به‌نظر مىرسد . در تذكرهء شوشتر مىخوانيم : و در بعضى كتب قديمه شهر انطابلس در جوار شوش مذكور است و محتمل است كه همين شهر دزفول باشد كه در بعضى تواريخ رعناش گفته‌اند و الحال موضعى را خارج شهر در كنار رودخانه اهل دزفول رعناش مىگويند و آن رودخانه را دز گويند و فول در لغت باقلا و بعضى به معنى موشى باقلا گفته‌اند و اكل باقلا و موشى آن در آن بلد زياده از ساير بلاد معتاد است ، موسوم بدين اسم

--> ( 1 ) . نك : جغرافياى لرستان . . . ( نسخه خطى ) ، ص 11 ؛ ايزدپناه ، آثار تاريخى و باستانى لرستان ، ج 1 ، ص 144 . ( 2 ) . نك : محمود ميرزا ، مجمع محمود ( مقصود جهان ) ، ص ص 387 و 405 ؛ ادموند . . . ، دو سفرنامه دربارهء لرستان ، ص 165 . ( 3 ) . نك : جغرافياى لرستان . . . ( نسخه خطى ) ، ص ص 8 - 10 .